تبليغاتX
اشکها و لبخندها - یه ترانه در گوش من

بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه برات

بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات

بگی نگی چند وقتیه که دلتنگیام زیاد شده

باز هوای تو رو دارم بهونه هام خیلی شده

بخوای نخوای دوستت دارم بیای نیای منتظرم

بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری...

کاشکی تو گرمای نگات بغض یخی مو بشکنم

حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم

 تو لحظه های خستگی سر روی شونه ات بذارم

تو اوج بی کسی ام نیای به گریه عادت بکنم...

پ-ن: وقتی بارون نیست، آفتاب نیست، و وقتی ساعت ۳ عصر توی خیابونای زمستون زده شهر قدم میزنی انگار تنها کسی که دلش میخواد باهات همراهی کنه برگهاییه که هنوز رو درختا موندن... کسی چه می دونه شاید اونا از پاییز منتظر قدم های سنگین تو موندن!

+ میم ز |