تبليغاتX
اشکها و لبخندها

 

من تو را به اندازه ی تمام آسمانهایم دوست می دارم.

من تو را به اندازه ی هر چه هست و نیست دوست می دارم.

من تو را به اندازه ی خنده های شیرینت دوست می دارم.

من تو را به وسعت زندگی ام دوست می دارم.

من تو را با تمام نفسهایم.. دوست می دارم.

هر چه بود مال تو بود... می خواهم هر چه هست بماند تا بدانی چقدر زیاد دوستت می دارم.

نفس زدنهای تنهایی ام و بغض های همیشگی ام فقط برای توست. زندگی ام را جادو کردی "ف" عزیزم. همیشه کنارت خواهم بود و همیشه نیازمند دستان گرم و پر عشقت خواهم ماند. من با تمام دلتنگی هایم و با تمام خستگی ها و بغض هایم هر روز منتظر رسیدن لحظه دیدن تو و خنده ی آرام و شیرینت خواهم ماند. هر چند شیطنت زیرکانه ات زیر آن لبخند شیرین همیشه مرا به خنده وا میدارد! "ف" عزیزم دوست داشتنت را و تولد در آغوشت را با هیچ چیز و هرگز عوض نخواهم کرد که به تو زنده ام و به امید تو در این دنیا مانده ام.

« دفتر "اشکها و لبخندها" را می بندم به امید روزی که در جایی دیگر باز هم با "میم - ز" بنویسم و شیرینی ها و تلخی هایم را به یادگار بگذارم »

 

+ میم ز |

شدم مثل اونایی که دور و برشون رو همچین شلوغ پلوغ کردن که نمی فهمند کی شب شد و کی روز شد! کافیه شما هم برای گرفتن یک وام سریع الوصول!! یا سربازی یا استعلام برای زمین یا خرید ماشین و از این بدبختیا اقدام کنید میشین مثل من. البته خوب خانوما هم با نقش موثر خودشون توی این شلم شوربایی کمک بسیار زیادی به دیوونه شدن مردها می کنند! مثلا تصور کنید امروز صبح خانومهای خونه ما در حین بیرون رفتن از خونه ۶ قلم کار رنگ و وارنگ بهم واگذار کردند که انجام دادنشون رو میشه به ماموریت غیر ممکن ۴ تشبیه کرد! خدا نصیب هیچ جوون رعنایی سفارشات عجیب غریب خانوما رو نکنه!

پ-ن: با این دردسرهایی که از امروز رو سرمون ریخته و تا بعد از امتحانات ترم احتمالا طول خواهد کشید فکر نکنم بتونم حالا حالاها وبلاگمو به رو کنم. اما به لطف ایرانسل همیشه با موبایل به وبلاگ دوستان سر می زنم.

پس تا بعد! 

+ میم ز |