تبليغاتX
اشکها و لبخندها
به کوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد
به ابر گفتم عشق چيست؟باريد
به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد
و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشک از ديدگانش جاري شد و گفت؟ ديوانگيست
+ میم ز |
چرا با من فقط با من... نمیشه چلچراغ چشم تو روشن

چرا با تو... فقط با تو نگاه من نمیشه لایق خواستن

نگاه کن من چه بی اندازه از عشق تو پر هستم

چگونه در سیاهی دو چشمان تو گم هستم

چگونه می رسم با تو به دنیای شکوفایی

چگونه می شکنم بی تو در اندوه شکیبایی

چگونه می کشم با تو به دوشم بار تنهایی

چگونه می برم بی تو امروز و به فردایی

نذلر تا این همه خواستن... سبب ساز جدایی شه

دلیل مرگ یک عشقه هنوز با تو خدایی شه

چرا با من فقط با من... نمیشه چلچراغ چشم تو روشن

چرا با تو... فقط با تو نگاه من نمیشه لایق خواستن

نگاه من نمیشه لایق خواستن .......

+ میم ز |
زیر باران باید رفت و تنها نشست... و به خود خیره شد تا به بی نهایت خدا برسی. و وقتی که به دور دستها نگریستی ببینی که چطور تمام دلبستگی هایت از کف می روند و تو می مانی... پس چه بهتر که بزرگ باشی و به برق دنیا دل نبندی و با خدای خودت دست راستی و درستی و معرفت بدهی. فقط همین!

...زیر باران باید قدم زد. زیر باران باید دوید.

+ میم ز |

 

تازه دیروز آخرین امتحانمو دادم. با اینکه توقع داشتم این آخری رو خراب کنم ولی از همه بهتر شد! دوستام رفتند، هر کدوم به شهر خودشون. خونه رو تنها گیر آوردم. تنها میشینم کنار خودم و به خودم میگم: تو که آدم بدی نبودی... نه! تو که آدم تنفر آنگیزی نبودی! نه!! تو که ... بد نبودی... چرا با خودت قهر کردی؟

-میخوام نباشم. میخوام زنده نباشم!

- چرا اینو میگی؟

- چون از خودم خسته شدم. کاشکی میشد مث بقیه بگم و بخندم و داد بزنم و بد مستی کنم...

- مگه بد مستی خوبه؟

- خوب...نه، ولی آدم حداقا یه مدت کوتاهی خودشو فراموش میکنه...

- یه مدت کوتاه! فقط ۴ ساعت. ارزششو داره؟

- داره !!!! ... نه نداره، میگی چیکار کنم؟

- کاری نباید بکنی. فقط به صدایی که از عمق دلت و ته قلبت میاد گوش بده!

- صدایی نمی شنوم.

- گوشات رو تیز کن، و یه کم کودک درونت رو به یاد بیار... .

- خیلی وقته فراموشش کردم، من دیگه بزرگ شدم. دیگه بچه نیستم.

- اشتباه نکن تو با کودک درونت زنده ای! هر کاری میکنی برای خوشایند اونه. ولی شاید اون با رشد جسمانی تو رشد نکرده. به سراغش برو باهاش حرف بزن... باهاش زندگی کن، بخند، درد دل کن ... اون هم آدمه، از سنگ نیست...

- تو میگی اون بهم گوش میده؟ دیوونه بازی نیست؟

- نه هرگز؟ مگه قراره کس دیگه ای تو کار شما دو تا فضولی کنه؟... پس باهاش حرف بزن شروع کن.

... باهاش حرف بزنم؟ درد دل کنم؟! دیوونه بازی هم نیست؟!! راستی پس تا حالا داشتم با کی درد دل می کردم؟ آه... خودش بود ... کودک درونم! کودکی من! بیا با هم بزرگ بشیم... تو چقدر خوبی!

+ میم ز |