
من تو را به اندازه ی تمام آسمانهایم دوست می دارم.
من تو را به اندازه ی هر چه هست و نیست دوست می دارم.
من تو را به اندازه ی خنده های شیرینت دوست می دارم.
من تو را به وسعت زندگی ام دوست می دارم.
من تو را با تمام نفسهایم.. دوست می دارم.
هر چه بود مال تو بود... می خواهم هر چه هست بماند تا بدانی چقدر زیاد دوستت می دارم.
نفس زدنهای تنهایی ام و بغض های همیشگی ام فقط برای توست. زندگی ام را جادو کردی "ف" عزیزم. همیشه کنارت خواهم بود و همیشه نیازمند دستان گرم و پر عشقت خواهم ماند. من با تمام دلتنگی هایم و با تمام خستگی ها و بغض هایم هر روز منتظر رسیدن لحظه دیدن تو و خنده ی آرام و شیرینت خواهم ماند. هر چند شیطنت زیرکانه ات زیر آن لبخند شیرین همیشه مرا به خنده وا میدارد! "ف" عزیزم دوست داشتنت را و تولد در آغوشت را با هیچ چیز و هرگز عوض نخواهم کرد که به تو زنده ام و به امید تو در این دنیا مانده ام.
« دفتر "اشکها و لبخندها" را می بندم به امید روزی که در جایی دیگر باز هم با "میم - ز" بنویسم و شیرینی ها و تلخی هایم را به یادگار بگذارم »
ادامه مطلب
+ ا میم ز - 6 بعد از ظهر
